تبليغاتX
هزار تو ... - خطای دید
یادداشت های یک دانشجوی ریاضی

 

چیزهایی که ما در زندگی روزانه ی خود می بینیم، حتما کپی های واقعی آن چیزها نیستند. چشمان ما پس از دیدن نخستین بار هر چیز با کمک مغز به ساده پردازی و به دست آوردن یک تعریف آسان از آن چیز می پردازد. مطلب زیر را با تصحیح و خلاصه از ماهنامه ی نوآور شماره 23 برداشتم.

 

خطای همه روزه ی چشمان

مغز ما در راستای نظم بخشیدن به کارها به ساده پردازی دیده ها می پردازد. به همین دلیل بسیاری از مهندسان و نقاشان چیره دست با آگاهی از این پدیده به زیبا سازی کارهای خود می پردازند. یکی از نمونه های بسیار ساده ی خطای دید در هنگام رانندگی روی می دهد. از آنجا که رانندگان اتومبیل های عادی در ارتفاعی نسبتا پایین بر روی صندلی خود نشسته اند، پس زاویه دید آنها روی راه نسبتا بسته است. به همین دلیل نقش و نگارهای قرار گرفته بر روی راه در اندازه هایی کوتاه تر و باریکتر به چشم راننده می آیند. بسیاری از ما فلش های سر کج باند گردش به راست و یا گردش به چپ خیابان ها را دیده ایم. این فلش ها دارای دسته ای بلند، یک خمیدگی کوتاه و نوک پیکانی نسبتا پهن هستند. در هنگام رانندگی، این فلش ها با دسته ای کوتاه، یک خمیدگی کشیده و نوک پیکانی تیز و باریک به چشم می آیند. این فلش ها در کشور های اروپایی دارای اندازه ای استاندارد هستند که در این اندازه خطای دید نیز گنجانده شده است. ناگفته نماند که رانندگان خودروهای بلند چون کامیون ها و اتوبوس ها، این فلش ها را در اندازه های واقعی تری می بینند.

               

یونانیان باستان

یونانیان نیز از این خطای دید آگاه بوده اند و در ساخت معبد های خود از آن سود می برده اند. ستون های معبدهای یونانیان گواه این سخن است. یونانیان باستان می دانستند که هنگامی که ما به دو خط موازی نگاه می کنیم، احساس می کنیم که این خط های موازی هم اندازه، از یک حالت کمانی رو به درون برخوردارند. یونانیان باستان برای از بین بردن این خطای دید، قسمت میانی ستون های معابد را کمی کلفت تر می ساختند.

  

درک گودی

درک و دریافت ما از گودی یک پرسپکتیو در پیوند مستقیم با تعریف مغز ما از اندازه جسم، محیط پیرامون جسم و گستره میدان دید ما قرار دارد. اگر دو چیز که به گواه دید ما هم اندازه به چشم می آیند یک اندازه نباشند، مغز سریع به این نتیجه می رسد که کوچکترین چیز فاصله ی دورتری از دیدگان ما دارد. بسیاری از طراحان ساختمان و معماران از این پدیده برای بزرگتر جلوه دادن کارهای خود سود برده اند. در این زمینه می توان ستون های راهرو Palazzo Spada در روم را برشمرد. در این راهرو ستون های جلویی بلند تر از ستون های پشتی هستند. کاشی های جلویی کف نیز پهن تر از کاشی های پشتی هستند. رومیان با این روش طراحی، گودی یا عمق این بنا را بیشتر کرده اند.

 

                 

 

پایین آوردن از صلیب

تابلوی نقاشی «پایین آوردن از صلیب» یکی از کارهای ارزشمند Rubens است که در سال 1600 میلادی کشیده شده است. در این تابلو گروهی در حال پایین آوردن عیسی مسیح از صلیب هستند. در گوشه ی سمت راست پایین این تابلو نقاشی، نردبانی به چشم می خورد. مردیکه بر روی این نردبان ایستاده قسمت بزرگی از آن را پوشانده است. بدین روی تنها قسمتی از پایین نردبان و اندکی از قسمت بالایی آن به چشم می آید. اگر شما خط کشی را بر روی قسمت پایانی نردبان بگذارید به آسانی خواهید دید که قسمت بالایی آن این نردبان با قسمت پایینی آن هماهنگی ندارد. نقاش این تابلو برای سه بعدی تر جلوه دادن این کار ناچار به این عدم هماهنگی روی آورده است. یافتن خطای این نقاش برای نخستین در سال 1860 توسط JC.Poggendorff آلمانی که در زمینه ی فیزیک فعالیت می کرد، روی داد. با دیدن این تابلو شما خطایی در آن نمی بینید اما اگر خطوط تیرک های عمودی این نرده بان کاملا صاف بودند دیگر حالت سه بعدی آن از بین می رفت.

 

                  

    

                

نوشته شده توسط من در ساعت 14:18 | لینک  |